حکایات همسر اشرف حداد

مردی صالح بود که همیشه در اندیشه آخرت شبها در مقبره بیرون شهر معروف به «مزار» که جمعی از صلحا در آن دفن شده بودند، به سر می برد. او همسایه ای داشت که دوران خردسالی را با هم گذرانده بودند و در بزرگی گمرکچی شده بود، پس از مرگ، او را در آن گورستان اطلاعت بیشتر دربارهحکایات همسر اشرف حداد[…]

حکایت سیداحمدرشتی درفضیلت زیارت عاشورا

در سال ۱۲۸۰ به منظوره حج از رشت آمدم به تبريز و در خانه حاجى صفر على تاجر تبريزى اقامت كردم چون قافله نبود متحيّر ماندم .تا آن كه حاجى جبّار  سده اى اصفهانى بار برداشت به جهت طرابوزن تنها از او مالى كرايه كردم و رفتم چون به منزل اوّل رسيديم سه نفر ديگر اطلاعت بیشتر دربارهحکایت سیداحمدرشتی درفضیلت زیارت عاشورا[…]