موج افسردگی و خودکشی بین نوجوانان

kkokoshi

حسین را تنها گذاشتند و به این تنهایی گریستند
“تف بر این اشک ها”

مدتی نگذشته شاید دو ماه قبل بود، طرف اومده بود پیشم میگفت از زندگی سیر شده ام خودکشی میخواهم بکنم ،اهل دود وسیگار شده ام وتمام امید به زندگی را توی خودم از دست داده ام
نگاهی به صورتش کردم و گفتم قبول داری کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا است

فکر کن الان شب عاشوراست وامام درحال سخنرانیست

همه زده اند زیر گریه…
حسین گفته بود
شما بروید
اینها مرا می خواهند…
همان شب عاشورا
از زنده بودنشان خیلی خجالت کشیدند!

گفتم دوست داشتی جای اونها بودی،چندثانیه ای بهت زده شده بودوکمی قطره ی اشک گوشه ی چشم هایش ،گفت معلومه که آره من تمام عمرم سینه زن وگریه کن اباعبدالله بوده ام

گفتم تف به این اشک ها اگه خودکشی کنی

عزیز زهرا ؛مهدی فاطمه تنهاوغریب منتظر کمک توست و تو میخواهی خودت را نفله کنی،مگر نه اینکه الان هم مثل شب عاشوراست وامام زمان دارد میگوید میروی یا میمانی،مگر نه اینکه حسین ع بیشتر تشنه ی لبیک بود تا آب ،مگراین نبود که کوفیان از پشت بام ها برایش گریه میکردند ودعایش میکردند ولی یاریش نکردند،مگر نه این است که یک دنیا میخواهند تویی که بچه شیعه هستی نابود بشی و خودکشی کنی واهل دود وسیگاربشی تا ازیاری امامت باز بایستی

حسین بن علی تمام ضربه ها را به جان خرید که اسلام ضربه نخورد حالا توبایک ضربه از کوره…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.