راز خون اباعبدالله الحسین علیه السلام

hossein

حسین هر روزدر گودی قتلگاه فریاد میزند هل من ناصی ینصرنی

و من در آرزوی یا لیتنا کنا معک دارم حسرت میخورم

حسین فریاد میزند هل من ناصر ینصرنی و من هنوز مشغول به خودم هستم ، هنوز در حال گناه کردن ، هنوز سرگرم رفاقت ها و عشق های دنیایی و مسخره ی خودم هستم ، هنوز سرگرم فکر آباد کردن دنیای خود هستم ،هنوز مشغول ترک یک عادت خود مانده ام، هنوز سرگرم این افکارِ شیطانی و گیج کننده هستم ،هنوز جای عمل حرف میزنم .

مگر نه این است که کل یوم عاشورا مگر غیر این است که هرروز ،روزِ عاشوراست ،پس چرا فریادهای حسین فاطمه را نمیشنوم ،چرا نمیشنوم….

چرا لبیک نمیگویم

نکند او دارد جواب این سوال ما را میدهد و ما نمیفهمیم

جوابی عاشورایی که به کوفیان داد فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ

( میدانید چرا فریادهای من روی شما اثر ندارد زیرا شکم هایتان از مال حرام پرشده است )

 

چرا فریاد های عاشورایی بر سر نفسِ خود نمیزنم و کار را تمام نمیکنم

چرا با صدایی رسا نمیگویم هیهات مِن الذِلّة

چرا من که خوانده ام انا قتیل العبره ، سلاحه البکاء را لااقل برای جنگ با این نفس و غول برنمیدارم

چرا هنوز مشغولِ مبارزه های ابتدایی برای آزادسازی شهرهای کشورِ وجودم از چنگ نفس هستم پس کی نوبتِ حمله میشود

حمله ای جانانه …

حال نوبت تغییر فررسیده است          ما را که «یا مجیر و أجرنا» عوض نکرد

                                                   دلتــنــگ گــریــه‌هــای مــحــرمــیــم

حال سلاح ما به دستمان داده شده است

سلاحی با نام اشک ،

سلاحی با نام حماسه ،

سلاحی به نام غیرت و جوش وخروش

سلاحی که خود هم وسیله است و هم هدف

دستم را بگیر

تو دریایی ، من کویر

امیری و نعم الامیر

.

.

.

حی علی العزا فی ماتم الحسین علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.